تبليغاتX
پس از کودتا

پس از کودتا

ريزعلی پيراهنش بی‌نفت مانده چاك چاك

شست پطروس گير كرده داخل سوراخ باك

بحث بحران انرژي در جهان ما را نمود...

...گرچه از چاله رها...اما دمر اندر مغاك

 

 

 

 

 

 

"از مجله چلچراغ"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 22:55  توسط رهاتر از رها  | 

هک را قبل از اینترنت یاد بگیر

تازه داره تو کشور ما مد میشه که بعضی کار ها رو اینترنتی انجام بدیم و کم کم ادارات دارن به این سمت میرن ،حالا شما فکر کنین که یه بنده خدایی می خواد کار اداری اش رو اینترنتی انجام بده که به یه مشکلی به هر دلیلی بر میخوره حالا این بنده خدا از این طرف هی ایمیل میزنه در بعضی موارد اصلا انگار اون طرفی ها فکر میکنن که ای میل یه چیز تشریفاتی حالا یه سوالی دارم به نظر شما بهترین راه تذکر به اون ها این نیست که سایتشون رو هک کنی تا بفهمن که کسی باهاشون شوخی نداره؟ به خاطر همینه که شاید بهتره قبل از هر کاری همه ایرانی ها هکر های خوبی بشن تا دیگه کسی نتونه با هاشون تو این یه زمینه شوخی کنه.

البته من چیزی از هک نمیدونم ولی انگار کم کم داره لازم میشه یاد بگیرم حالا اگه شما روش های بهتری بلدین بگید بلکه سرع تر نتیجه بده!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 16:4  توسط رهاتر از رها  | 

خدا خودش کمک کنه

واسه من پیش امده چندین بار مثلا گفتم از فلان چیز خوشم نمیاد ولی بعدا عاشقش شدم یا برعکس.......یا مثلا تقریبا مطمئن بودم که فلان اتفاق میافته ولی نیافتاده یا برعکس ،خلاصه این موارد باعث شده دیگه یه کم یترسم از اینکه مطمئن حرف بزنم یا حتی خیلی مطمئن فکر کنم نمی دونم واسه شما هم پیش امده که دیگه از اتفاقات مختلف و بعضا عجیب روزگار دیگه انقدر تعجب کنید که  همه علم احتمالات رو بیخودی بدونید  و بی خیالش شید و فقط یه امید داشته باشید و اون اینکه خود خداوند براتون بهترین رو پیش بیاره .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:16  توسط رهاتر از رها  | 

نشان پنجم حماقت

یه قسمت جالب دیگه تو مجله چلچراغ دیدم گفتم براتون بذارم

 

لابيرنت پن يا من... يا...؟

بعد از اين‌كه منوچهر متكي وزير امور خارجه همسر خود را به سمت مديركل دفتر حقوق بشر زنان وزارت خارجه منصوب كرد، استاندار قزوين هم طي حكمي همسرش را به عنوان مشاور استاندار و مديركل دفتر امور خانواده و بانوان استانداري قزوين انتخاب كرد. البته من خودم نمي‌دانم اين خبر چه ربطي به اظهارات آقاي سعيدي‌كيا وزير مسكن در مورد انتظار بي‌جاي مردم از دولت براي خانه‌دار شدن كلان‌شهرها دارد. درست مثل اين است كه بخواهم به اظهارات استاندار سمنان در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس در مورد عدم اعتقادش به مشكل داشتن فرهنگيان در زمينه مسائل معيشتي‌ اشاره كنم و بعد مطلب را با سرمقاله چهارشنبه هفته پيش يك روزنامه كه در آن مديرمسئول اين نشريه دانشجويان منتقد را پياده‌نظام صهيونيست و در خوشبينانه‌ترين حالت فريب خورده‌ خوانده بود، ادامه بدهم. به هرحال در اينجا به هيچ عنوان قصد ندارم به اظهارات وزير علوم در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس در مورد ورود تمام داوطلبان كنكور به دانشگاه‌هاي كشور و زمينه‌سازي براي جذب دانشجويان خارجي جهت پر كردن ظرفيت خالي دانشگاه‌ها اشاره كنم، چون آن وقت شما خواننده عزيز حتماً لبخندي مي‌زنيد و مي‌گوييد مرد حسابي يك‌دفعه مي‌آمدي مطلبت را با اشاره به حرف‌هاي معمر قذاقي رهبر ليبي كه گفته «اين‌كه غربي‌ها از تبادل قدرت به وسيله احزاب سخن مي‌گويند معنايش اين است كه مردم را ناديده بگيرند و با آنها مثل الاغ رفتار كنند» شروع مي‌كردي. خب كجا بوديم؟ قرار بود در مورد چه چيزي بنويسيم؟ آقاي سعيدي‌كيا؟ بله ايشان اظهار اميدواري كرده كه التهاب بخش مسكن تا سه سال ديگر مي‌خوابد (يا با پماد يا با ضماد). ضمناً گفته كه ما تجربه خوبي در زمينه مسكن روستايي داريم و با استفاده از الگوي خانه‌سازي در روستا قصد حل مشكلات مسكن شهري را داريم. در اين راستا اكثر كارشناسان احتمال مي‌دهند سه سال فرصتي كه ايشان خواسته‌اند براي تبديل كل ايران به روستا جهت پياده‌سازي الگوهاي موفق مسكن‌سازي باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 13:50  توسط رهاتر از رها  | 

20 نکته درباره داربی

مجله چلچراغ-من به عنوان يك تماشاچي داربي كه موفق شدم اين رويداد را از فاصلة نسبتاً نزديك مشاهده نمايم، نكاتي را آموختم كه در آن زمان كه اين رويداد را از فاصلة نسبتاً دور مشاهده مي‌نمودم هرگز نياموخته بودم. لذا بر آن شدم تا با بازگو كردن اين تجربيات مسهلي باشم براي كار آناني كه تاكنون اين رويداد را از فاصلة نسبتاً دور مشاهده نموده‌اند و تصميم دارند كه در آينده اين رويداد را از فاصلة نسبتاً نزديك مشاهده نمايند:

1- استاديوم كلاً چيز بزرگي است. يعني شما هر چقدر هم كه اينچ تلويزيونتان زياد باشد، باز هم استاديوم بزرگ‌تر است. در ضمن كيفيت رنگ و صدايش هم به مراتب بهتر است. حيف كه براي سالن ‌نشيمن خانة ما كمي زيادي بزرگ است.

2- استاديوم با سينما فرق دارد. خيلي زياد. در استاديوم مي‌شود با موبايل حرف زد و فرياد ‌كشيد، در صورتي كه در سينما به هيچ وجه نمي‌شود، سيگار كشيدن هم در استاديوم اشكالي ندارد. ولي مهم‌ترين تفاوت آنها در اين است كه در سينما هنگام شروع فيلم چراغ‌ها را خاموش مي‌كنند، ولي در استاديوم هنگام شروع بازي آنها را روشن مي‌كنند.

3- هنگام ورود به استاديوم پس از پاره كردن بليت‌، اگر مجله و روزنامه هم داشته باشيد مي‌گيرند و پاره مي‌كنند. توصيه مي‌كنم اگر مي‌خواهيد مجله و روزنامه‌اي با خود ببريد آنهايي را انتخاب كنيد كه قبلاً خوانده باشيدشان.

4- طرفداران دو تيم پرسپوليس و استقلال به خاطر مسئله‌اي كه بر من نامعلوم بود، از دست هم دلگير هستند. اين مسئله را به خوبي مي‌شد از عباراتي كه بينشان رد و بدل مي‌شد فهميد. از همين جا از مسئولان محترم ورزش كشور تقاضا مي‌كنم تا پادرمياني كرده و اين‌ كدورت بي‌دليل را از ميان بردارند.

5- در استاديوم از حرف «كاف» بسيار استفاده مي‌شود و غلظت اداي اين حرف نيز از اهميت بسزايي برخوردار است. اگر در اداي اين حرف با مشكل مواجه هستيد يا خوب در دهانتان نمي‌چرخد، پيشنهاد مي‌كنم داربي را در منزل مشاهده نماييد. آنجا بهتان خوش نمي‌گذرد.

6- داربي جاي خانم‌ها نيست. هر چقدر هم كه روشنفكر باشيد. من به شخصه هيچ‌گاه با همسر و دخترم به تماشاي يك داربي نخواهم رفت.

7- پرسپوليسي‌ها از استقلالي‌ها بيشترند. (مگر اين‌كه برخي از استقلالي‌ها لباس قرمز پوشيده باشند.)

8- جايگاه‌ها با جاهاي ديگر تفاوتي ندارند. جز اين‌كه بليتشان گران‌تر است و آفتاب در آنها زودتر غروب مي‌كند.

9- پيش از يك داربي زمان مناسبي براي اجراي برنامه‌هاي هنري نيست. اگر هنرمند هستيد، پيشنهاد مي‌كنم براي حفظ حرمت خود و خانواده‌تان برنامه‌هاي هنري‌تان را در زمان و مكان ديگري اجرا كنيد.

10- اگر در استاديوم آهنگ شاد گذاشتند، از خودتان حركات موزون بروز ندهيد. مي‌خواستند گولتان بزنند. مي‌آيند مي‌برندتان.

11- نيكبخت در دو رنگ توليد مي‌شود. من قبلاً رنگ آبي‌اش را ديده بودم. عليزاده نيز دو رنگ دارد. ولي هيچ كدام از رنگ‌هايش كيفيت نيكبخت را ندارد.

12- به قيمت نوشته شده روي بليت‌ها توجه نكنيد. بهاي آنها در بيرون استاديوم كاملاً فرق دارد.

13- استاديوم خياباني ندارد. يعني دارد، ولي صدايش را قطع كرده‌اند. با اين حال شما مي‌توانيد صداهاي ديگر استاديوم را بشنويد. از همين جا از مسئولان محترم صدا و سيماي كشور تقاضا مي‌كنم كه امكاناتي را فراهم كنند كه بشود در تلويزيون نيز همين كار را كرد.

14- داورها انسان‌هايي هستند كه گاهي دقت نمي‌كنند.

15- آسيب ديدن در داربي كار بدي است و با والده انسان نيز ارتباط مستقيم دارد. اين نكته را به خوبي مي‌شود از عكس‌العمل مردم نسبت به فردي كه آسيب ديده دريافت.

16- در استاديوم مي‌توانيد گونه‌هايي بسيار نادر از حيات وحش را مشاهده كنيد كه در هيچ كجاي ديگر جهان يافت نمي‌شوند. من شخصاً پرنده‌اي شبيه به كبوتر مشاهده نمودم كه قرمزرنگ بود و از انتهايش نوارهايي به همان رنگ به زيبايي در آسمان موج مي‌زدند. از همين جا از مسئولان محترم محيط‌زيست تقاضا مي‌كنم تا با حفاظت از اين گونة نادر جلوي انقراض آن را بگيرند.

17- صندلي‌هاي استاديوم با هر صندلي كه تا به حال ديده‌ايد تفاوت دارند. هر بار كه از روي آنها بلند مي‌شويد و مي‌خواهيد مجدداً بنشينيد مي‌بينيد كه چيزهايي مانند پوست تخمه و آدامس جويده و ته سيگار روشن روي آنها ظاهر شده است. خيلي عجيب بود.

18- عبارت «سولاخ» در ادبيات داربي از جايگاه بسيار والايي برخوردار است، ولي من هر چه در فرهنگ دهخدا به دنبال معني آن گشتم چيزي نيافتم.

19- اگر مي‌خواهيد با امير ژوله به استاديوم برويد فرزندان خود را به همراه نبريد. بدآموزي‌اش زياد است.

20- داربي به هيچ وجه جاي خانم‌ها نيست. من اين نكته را به عينه مشاهده كردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 22:5  توسط رهاتر از رها  |