ما ادما نیاز هایی داریم که باید ارضا بشه مثل محبوبیت مثل نیاز به توجه دیگران مثل........
حالا اگه تو زندگیت مشکلی باشه و ادم نتونه یا اصلا حوصله کلنجار رفتن با اون رو نداشته باشه این وبلاگ میشه براش جایی که درد دل کنه و بعضی ها بخوننش ، چمی دونم جایی میشه که خودش رو بدون پس زمینه ذهنی که اطرافیانش ازش دارن به عنوان یه ادم با شرایتی که خودش می خواد معرفی کنه پس کم کم تمام چیزایی که توی دنیای واقعی باهاش مشکل داره به نوعی توی دنیای مجازی پاسخش رو میگیره اینه که این اینترنت لعنتی میشه جای تخلیه خیلی از کمبود ها
تا اینجاش مشکلی نیست اما مشکل جاییست که دیگه زندگیت گره میخوره به اینترنت........... اینجاست که تازه اول مشکلات.
بگذریم امید وارم اونقدر قوی باشیم که که لازم نباشه زندکیمون به چزی مثل اینترت و وبلاگ و.... وابسته کنیم.همین
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت 19:41  توسط رهاتر از رها
|
سحر گاهان که در خوابی تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد به وبلاگ گدایان وسپوران هم خواهم رفت
سحر گاهان که در خوابیید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن، خیالی نیست دوباره ایدی از نو و روز از نو
تمام شب به روز من و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن یک روز وبلاگ خدا را باز خواهم کرد
ghazveh.blogfa.ir
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مهر1386ساعت 23:2  توسط رهاتر از رها
|
در دامن زدن به شایعه "افزایش جمعیت دختران"
ان گونه که امار و عدد مکتوب است اوضاع برای پسران مطلوب است
مشروط بر ان که سرکه کافی باشد وضعیت صادرات ترشی خوب است
در مذمت معشوق:
پذیرفتم کمی مه چهره هستی و از پول و پله با بهره هستی
اگر چه ظاهرا گل مینمایی عزیز من گل "خر زهره" هستی
در باب سختی های مهر ورزی
پر مشقت شده است صد افسوس دیدن کاندیدی نقش عروس
چون که رو اورده تازگی پدرش به روش های گشت نامحسوس
در وصف مجری
تو اهل قیافه و غروری مگه نه؟ هیزم بر اتش تنوری مگه نه؟
انگار که دیده ام تو را قبل از این راستی تو "رضا رشیدپوری" مگه نه؟
شاعر:حسام الدین مقامی کیا
"ناشناس" برو تو قسمت نظرات و جوابت رو بگیر فعلا
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 14:42  توسط رهاتر از رها
|
یه دوستی دارم که زندگی پر فراز ونشیبی داشته می گفت من یه دوره رفتم توی شهری که همه تقریبا اعتقاداتشون با من فرق می کرد و من اگه می خواستم مخالف اون ها باشم حتی احتمال مرگ من هم بود خلاصه گفت که من بین درست بودن اعتقادات خودم و اون ها شک کردم و به خاطر این مسئله خیلی از کتاب ها رو خوندم (البته بگم شاید به خاطر همینه که اون الان خیلی جاها توی منطق وبحث عالیه ، بگذریم)می گفت ولی هیچ وقت فرصت نشد که نهج البلاغه رو بخونم تا اینکه شرایطی پیش اومد که مجبور شدم که بخونمش.میگفت اون موقع بود که دیدم چقدر ضرر کردم و واقعا حسرت خوردم.
راست می گفت مطمئنا که هیچ انسانی روی کره زمین نیست که کلام "حضرت امیر "رو بخونه و دلش نلرزه.امشب یک بار امتحانش کن ضمانتش با من که پشیمون نمی شی
حکمت ۳۶۰ : بسا احسان خدا گناهکار را گرفتار کند و پرده پوشی خدا او را مغرورسازد و با ستایش مردم فریب خورد و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن مورد ازمایش قرار نداد
+ نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 0:43  توسط رهاتر از رها
|
پاسخبه سنگها کسی گفت:
انسان باشید
سنگها گفتند:
ما هنوز به قدر کافی
سخت نیستیم
...
جدی
پسر بچهها
به شوخی سنگ
به سوی قورباغهها
پرتاب میکنند
قورباغهها
به جد
میمیرند
...
تعریف
سگی
که میمیرد
و میداند
که میمیرد
مثل یک سگ
و میتواند بگوید
که میداند
که میمیرد
مثل یک سگ
یک انسان است
*مرگ را با تو سخنی نیست، اریش فرید، به انتخاب و ترجمه خسرو ناقد، چشمه
این شعرها، هر سه از «اریش فرید» شاعر آلمانی زبان ِاتریشی تبار است. اگر شما هم مثل من این شعرها را قبلن شنیده یا خوانده بودید و شاعرش را نمیشناختید، بدانید که بالاخاره توی یه وبلاگ شاعرش رو پیدا کردم.همین
+ نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 13:44  توسط رهاتر از رها
|
مجله چلچراغ-چين دوگو (Chindogu) كلمهاي است ژاپني به معني «هنر ايدههاي بيمصرف» كه از سال 1919 وارد فرهنگ لغات زبان انگليسي شد. ايده چين دوگو در اواخر دهه 80 به ذهن يك مخترع آماتور ژاپني به نام كنجي كاواكامي رسيد. كاواكامي به اين نكته پي برد كه ساخت يك ماشين بيمصرف زماني لذتبخش خواهد بود كه آن را بسازد و آن ماشين واقعاً به هيچ دردي نخورد! كاواكامي «انجمن مخترعان دستگاههاي بيمصرف» را پايهگذاري كرد. هر مخترعي كه بخواهد با اختراعش عضو اين انجمن شود، بايد به 10 قانون زير پايبند باشد:
1-چين دوگو نبايد قابل استفاده باشد
2- چين دوگو بايد وجود داشته باشد
3- در چين دوگو روحيه آنارشي، خصيصه ذاتي است

4- چين دوگو ابزاري است براي زندگي روزمره
5- چين دوگو فروشي نيست
6- طنز تنها دليل آفريدن چين دوگو نيست
7- چيندوگو وسيلهاي تبليغاتي نيست
8- چين دوگوها هرگز تابو نيستند
9- حق ثبت اختراع براي چين دوگو بيمعني است
10- چين دوگو بيطرف است
چين دوگو نبايد حساسيت نژادي، قومي يا مذهبي كسي را تحريك كند. مرد و زن، سياه و سفيد، دارا و ندار بايد به طور مساوي از آن لذت ببرند

+ نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت 7:50  توسط رهاتر از رها
|
به نظر شما اگه مثل بچه آدم بشينم و با این پشهها صحبت کنم، دست از سرم برمیدارن؟
بعيده بتونم قانعشون کنم. نکتهاش اما يه جای ديگه هست. میترسم اونا قانعم کنن که کارشون متمدنانه هست. بدبختيهها!
يه بار که از دستشون عصبانی شده بودم، يکیشون رو گرفتم و در حالی که توی چشمهای غمگينش نگاه میکردم، دونه به دونه بالهاش رو کندم. بعدش هم دستها و پاهاش رو. هفت قسمتش کردم و هر کدوم رو روی يه پشهکش برقی قرار دادم. گفتنی نيست که هيچ اتفاقی نيفتاد. مدتهاست که عذاب وجدان دارم. فکر میکنم که هر شب يه پشه میخواد بره تو گوشم. من نمرود هستم آيا؟ به نظر شما نمرود آدم بدی بود؟ عصیان.نت
+ نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 2:26  توسط رهاتر از رها
|
هفتهنامه چلچراغ- شما با دست راست مینويسید يا آن که از دست راستتان برای کارهایی مثل بستن پيچ استفاده میکنيد. اما این دليل نمیشود که تماماً راست دستید يا احتمالاً راست گوش يا راست چشم هم هستيد. به همین دليل، ده سؤال وجود دارد برای آنکه به خودشناسی بهتری برسيد:
1- تصور کنید جایی روی ستون فقراتتان میخارد. با کدام دستتان نقطه مورد نظر را میخارانید؟
2- انگشتانتان را به هم گره بزنید. شست کدام دستتان بالاتر است؟
3- میخواهيد کف بزنید. شروع کنید به کف زدن. کدام دستتان رو است؟
4- دوستی مقابلتان نشسته. خدای ناکرده قصد دارید به او چشمک بزنید. با کدام چشمتان مرتکب اين عمل میشوید؟!
5- در حال قدم زدن دستانتان را از پشت به هم گره میزنید. با کدام دستتان آن يکی را گرفتهاید؟
6- فردی از فاصله دور فرياد میکشد. صدایش را نمیشنوید. دستتان را دور کدام گوش کاسه میکنيد؟
7- يک انگشت سبابه را برای شمردن سه انگشت دیگر استفاده میکنید. یک... دو... سه. از انگشت سبابه کدام دست استفاده کردید؟
8- وقتی روی صندلی چرت میزنید، سرتان را روی کدام شانه خم میکنید؟
9- به یک جسم دور نگاه کنيد و با انگشت اشاره روی نقطهای از آن متمرکز شويد. يکی از چشمانتان را ببنديد و به آن نقطه نگاه کنيد. حالا چشمتان را عوض کنيد. در کدام حالت نوک انگشتتان روی همان نقطه بود؟
10- دستهايتان را از جلو روی سینه قفل کنيد. کدام بازو رو قرار گرفته است؟
اگر هميشه خودتان را همه رقمه راست تصور میکرديد، با جوابهای بالا متوجه میشويد که آنقدرها هم راست نيستيد. مگر آن که 10 بار جوابتان «راست» باشد!
+ نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 2:4  توسط رهاتر از رها
|
شده پیدا مصیبتی از دور مانده تنها هشت ماه تا کنکور
عده ای توی درس حل شده اند عده ای درس خوان کچل شده اند
بس که در وضع غیر انسانی روز و شب کرده اند خر خوانی
ان یکی در علوم سلولی زوم کرده چار چنگولی
پیر مرد یل جهاندیده زیر تست فیزیک زاییده
پشت هم میرسد در این لحظات اش رشته به نیت خیرات
وادی عشق وعاشقی تعطیل همه گرم هوا نمودن فیل
شده شایع دوباره انگاری غنچه به رویتان شب ادراری
خانه هم خلوت است هم ساکت قلب ها میتپد مخ ها چت
عده ای میکنند بیتابی بیصدا میروند زیر ابی
چون که اشفته اند از خواندن بلدند راههای پیچاندن
بی خیال تست باش و تراز چون نمیده به هیچ عنوان فاز
نیشگون و تشر و تذکر ....چیز خب ای محصلان عزیز!
هر چه گفتیم بود محض مضاح جان بنده فدای دانشگاه
"تست"راه روسن"فردا" ست
خود"کنکور" افتخار خیلی هاست
شاعر: حسام الدین مقامی کیا
+ نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 0:10  توسط رهاتر از رها
|
یه زوج در اوایل ۶۰سالگی در رستوران کوچک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان رو جشن گرفته بودند.ناگهان یک پری نیکوکار سر میزشان ظاهر شد و گفت چون شما زن و شوهر نمونه ای بودین و با این اوضاع قاراشمیش اخلاقی به هم خیانت نکردین و وفادار موندین هر کدوم میتونین یه ارزو بکنین.
خانم خانه گفت فکر کن!چه عالی!من می خوام به همراه همسر عزیزم دور دنیا سفر کنم.پری مهربان چوب جادویی اش رو تکون داد وبا یک"استاویستابیبی"دو تا بلیط هواپیمای یک خط هوایی درجه یک که پروازهایش هیچ وقت بیشتر از سه چهار ساعت تاخیر نداشت در دستش ظاهر شد.اما نوبت به اقای خانه که رسید، طرف چند لحظه فکر کرد و گفت همسر عزیزم باید اعتراف کنم که من به روت نمی اوردم،وگرنه مثل سگ پشیمون بودم که چرا در تموم این سال ها به تو خیانت نکردم.ای پری نیکوکار حالا که فرصت به این خوبی پیش امده ارزو میکنم که همسری ۳۰ سال جوونتر از خودم داشته باشم.پری نیکوکار هم به روی خودش نیاورد،چوبش را تکان داد و در یک چشم به هم زدن مرد را به پیرمردی در اوایل ۹۰ سالگی تبدیل کرد.
نتیجه مردها موجودات......
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 20:20  توسط رهاتر از رها
|

از اون جایی که دانشگاهها باز شده تصمیم گرفتم قیمت یه ترم رو در دانشگاههای مختلف یه مروری کنیم البته به ترتیب از ارزون به گرون
۱.دانشگاههای سراسری روزانه که مجانی اند و اکثرا هم خوبگاه دارند
۲.دانشگاه پیام نور هر ترم بسته به نوع واحد ها بین ۱۲۰-۱۸۰ هزار تومان اما ایرادش اینه که خیلی از درس هاش بدون استاد وبه صورت خود خوان ارائه می شن و بقیه دروس هم معمولا ساعت تدریسش کمتر از دانشگاه سراسریه و دیگه این که حضور در سر کلاس ها اجباری نیست
۳.دانشگاه شبانه بین۱۸۰-۲۵۰ هزار تومان و کلاس ها کامل بر گزار می شه
۴.علمی و کاربردی معمولابین ۳۰۰-۴۰۰ هزار تومان
۵.غیر انتفاعی و دانشگاه ازاد بین۷۰۰-۸۰۰هزار تومان
حالا انتخاب با شماست!
+ نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت 22:28  توسط رهاتر از رها
|